سلام به همتون سال نو رو با کمی تا قسمتی تاخیر بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید![]()
از تمام کسانی که قدم رنجه فرمودند و به ما سر زدند خسته نباشید میگم و دستشون درد نکنه![]()
![]()
من هم مطبی نداشتم و هم خیلی وقت بود نیومده بودم اینترنت![]()
در ضمن هفته ی معلمم به همهی معلمان گرامی و عزیز تبریک میگم ![]()
راستی اگر میخواین(گفتم اگر میخواین)بگید تا از هر بازیگری دوست داشتید مطلب و عکس و... بذارم![]()
الان که ۱ هفته دیگه به امتحانا مونده امیدوارم هم امتحاناشونو خوب بدن و خدا کمکشون کنه ان شا الله![]()
فعلا خداحافظ تا بعد امتحانا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:11 توسط سلام
دلم براتون یه ذره شده میدونید که خیلی سرم شلوغ بود میدونم که خیلی وقته مطلب نفرستادم اما هروقت میومدم اینترنت اول وبلاگمو میدیدم بعد میرفتم سراغ کارای دیگم. خوب بگذریم این بار میخوام در مورد خانم زیبا بروفه براتون بنویسم.راستی از تمام کسانی که بهم سر میزدند و نظر میدادند متشکرم.
من فردا امتحان دارم برام دعا کنید تا امتحانم و خوب بدم![]()
قربونتون برم
خوب بریم سراغ 30 نکته ی خصوصی زندگي این خانم :
بیوگرافی
زیبا بروفه متولد ۲۹ شهریور ۱۳۵۴ در خیابان پاسداران تهران و فارق التحصيل رشته ي حقوق از دانشگاه آزاد تهران است اما به بازیگری بیشتر علاقه دارد تا حقوق.
همسر یک گریمور
بروفه در نیمه ی شعبان ۱۳۷۵ با پیام صابری که دیپلم تجربی است و در حال حاضر به طراحی گریم و بازیگری مشغول است ازدواج کرد.
آشنایی جالب
در سریال زیر گنبد کبود با صابری آشنا شد این آشنایی زیاد جالب نبود زیرا صابری مخالف بازی بروفه در نقشی بود که کار گردان به او داده بود.
بازیگری نه وکالت
در ابتدا خیلی دوست داشت وکیل باشد اما حالا از این که به بازیگری مشغول است بیشتر احساس رضایت می کند.
پدر کُرد
پدر بروفه کرد است اما خودش تهرانی است و دو برادر و یک خواهر کوچکتر از خودش دارد.
مشورت خانوادگی
نسبت به شوهرش پیام سابقه ی کمتری در بازیگر دارد برای همین در بیشتر کارهایش با او مشورت میکند و از او نظر می خواهد.
شروع بازیگری
در سال ۱۳۷۳ با شرکت در کلاس های بازیگری پارسا فیلم که زیر نظر آقای کرم پر اداره میشد با آقای علی شوقیان آشنا شد که این آشنایی به بازی در مجموعه ی ((خانه ی شلوغ)) انجامید.
صداقت همسر
او تمام صفات همسرش پیام را دوست دارد اما از همه عاشق صداقت پیام است.
بدترین خاطره ی بروفه و شوهرش پخش فیلم عروسی شان است!
جالب و خواندنی
از اینکه فیلم عروسی اش در میان مردم دست به دست میشود بسیار عصبانی است و می گوید باور کنید پیام هنوز هم فیلم عروسی مان را ندیده است اما از این واقعه بسیا عصبانی است!
بخشش در کار نیست
او هیج وقت باعث و بانی این کار را نمی بخشد. به نظرش آن فرد باید به طور کامل مجازات بشود زیرا با احساسات دیگران بازی می کند.
زندگی خصوصی
معتقد است كه هر كس صاحب زندگي خصوصي خودش است و نبايد يك هنرمند كه تعهد كاري اجتماعي و اخلاقي دارد ناشناخته هايش در دسترس عموم قرار گيرد.
سينما بهتر از تلويزيون
حضور در آثار سينمايي را به سريال هاي تلوزيوني ترجيح مي دهد.
تجارت و بيزنس
از نظر بروفه در كار بازيگري به انجام كار هاي ديگري هم مشغول شد او بدش نمي آيد به غير از بازيگري تجارتي هم داشته باشد!
نقش مثبت هميشگي
در بيشتر سريال ها كه به ايفاي نقش پرداخته با چادر جلوي دوربين حاضر شده است. بينندگان بيشتر بازي او را در نقش هاي مثبت ديده اند.
يك تجربه ي خوب
بيشتر از كار با هر كارگرداني از تجربه ي كار با داريوش فرهنگ راضي است و در همه جا از اين تجربه به خوبي ياد مي كند.
خودكشي
از ديدگاه او خودكشي يعني شكست و ضعف آدم ها در رويارويي با مشكلات . او معتقد است كساني كه اعتماد به نفس ندارند دست به چنين كاري مي زنند.
همبازي با همسر
تا به حال در سريال هاي مزه خوب كودكي و ريحانه با همسرش پيام همبازي بوده است.
طرفدار پرسپوليس
به تيم پرسپوليس علاقه مند است اما بيشتر تيم ملي است تا تيم هاي باشگاهي.
يك شنا گر آماتور
علاوه بر بازيگري به ورزش هم علاقه مند است. او اوقات بيكاري اش را به ورزش هاي بدن ساري و شنا مي پردازد.
خوانندگان مورد علاقه
خانندگان مورد علاقه ي او آقايان فرمان فتحعليان،عليرضا عصار،رضا صادقي و حامي هستند.
از جنس مردم
معتقد است هنرمندان و بازيگران همه جز مردم هستند و فرقي با مردم ندارند. مثلا در جايي كه براي خريد مرغ به فروشگاه مي رود چند خانم دنبال او راه مي افتند و به هم مي گويند ((اِ... ببين مرغ خريده))
همسر بروفه گريموري كه بهترين آشپز دنياست.
همسرش بهترين آشپز دنيا
او در امر ازدواج بسيار شانس آورده زيرا پيام در امر آشپزي نظير ندارد . او حتي در تمام كار هاي خانه به ام خيلي كمك مي كند.
بهترين گريم
همسرش عاشق گريم بروفه در منزل است چون او در منزل اصلا آرايش نمي كند!
مزاحم تلفني
خوشبختانه تا به حال شماره ي مبايلش لو نرفته اما شماره ي خانه اش دست بعضي ها افتاده كه گه گاه مزاحم مي شوند.
شايعه سازان او را به كشتن دادند!![]()
شايعه ي خود كشي بروفه!
بعد از پخش شدن سي دي عروسي بروفه بازار شايعه ها داغ و داغ تر شد. از جمله ممنوع الكار شدن و خبر خودكشي ايشان كه دهان به دهان مي گشت.
حادثه ي تلخ
بروفه خبر پخش شدن سي دي عروسي اش را از طريق دوستان سينمايي اش بدترين حادثه و تلخ ترين خبر مي داند.
عشق به بچه هاي مردم
او عاشق بچه هاست البته نه بچه ي خودش براي همين است كه با گذشت 9 سال هنوز صاحب فرزند نشده.
شهرت
مي گويد مردم با دست به من اشاره مي كنند و مرا به همديگر نشان مي دهند لذت مي برم.
اهل مطالعه
به مطالعه بسيار اهميت مي دهد و تا فرصتي به دست مي آورد آن را به مطالعه اختصاص مي دهد.
و حالا عكس:

قربون همتون برم![]()
انجا ميخوام يه چيزي رو نشونتون بدم ولي هيچ ربطي به موضوع نداره ولي خيلي جالبه عكس يه پري درياييه

اميدوارم كه خوشتون اومده باشه
فقط نظر يادتون نره
باي باي![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:59 توسط سلام
سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد من در اینجا می خوام مطلبی از مهدی پاکدل بنویسم نظر یادتون نره در ضمن از همه ی کسانی که نظر دادند تشکر می کنم دم همشون گرم:
((مهدی پاکدل)) از خانواده های هنرمند در اصفهان به دنیا آمد هنوز اجرای زیبای برادر وی((حسین پاکدل)) که سالها مدیر مجری پخش شبکه یک تلوزیون بود را به یاد داریم. مهدی پاکدل در مجموعه های زیادی ایفای نقش کرد . اما ایفای نقش در مجموعه ی ((اولین شب آرامش)) باعث شد تا بازی او در دلها بنشیند . پاکدل در این مجموعه نقش منحصر به فردی را از خود نشان داد و در مقابل((یکتا ناصر)) یک زوج خوب هنری را به تصویر کشاند.
او در دانشگاه در رشته ی گرافیک شروع به تحصیل کرد و پس از مدتی جذب تئاتر شد و رشته ی گرافیک را در کنار فعالیت های تئاتری با تراحی پوستر و بروشور برای نمایش های مختلف دنبال کرد.
در سال ۷۶ اولین بازی را در نمایش ((جنبش انفیه)) اثر سیروس شاملو به صحنه برد.
پنج سال مدام و نفس گیر تئاتر کار می کرد تا اینکه در اولین کار تلویزیونی اش به نام ((با من بمان)) کاری از حمید لبخنده ایفاگر نقش شد . در آن مجموعه با حمید رضا پگاه و یکتا ناصر و سام درخشانی و سولماز غنی همبازی بود . سپس در فیلم تلویزیونی ((یک روز معمولی)) برای حسن فتحی بازی کرد . بعد در مجموعه ی ((مروارید سرخ)) کار کار مسعود رسام نقش ((علی کابوی)) را پذیرفت که از شبکه تهران خودمان پخش شد . و هم اکنون او را در سریال ((ما چند نفر)) می بینید.
و حالا چند جمله از پاکدل:
- وقتی خوب نگاه می کنم می بینم که نقش مادرم در تربیتم پررنگ تر از دیگران است.
- زمانی که کار در حال ضبط است شما متوجه خواهید شد که کار خوب از آب در می آید .
- دوست دارم نقش یک تروریست را بازی کنم .
- چرا بعضی ها خوانندگی را شوخی می گیرند .
- فعلا نمیخواهم ازدواج کنم به نظر من ازدواج یک قصد نیست یک موقعیت است این طور نیست که بگویی فردا ازدواج می کنم و فردا ازدواج کنی.
- همه ی ما بازیگر هستیم.
- صداقت و با معرفتی و خوش برخورد بودن پایه و اساس من در انتخاب دوست است .
- اگر دنبال مقصد بدم حتما به مقصد می رسیدم .من به دنبال کشف دنیای جدیدم.
و حالا چند عکس:






یلدا جون
الناز جون
مینا جون
موناجون
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:22 توسط سلام

[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:31 توسط سلام
در اینجا قسمتی از مصاحبه ی پوریا پورسرخ را گذاشته ام که در ارتباط با سریال وفا است امیدوارم که خوشتان بیاید راستی سال نو مبارک:
- آقای پوریا پورسرخ لطفا بیوگرافی کامل خود را بگویید.
من پوریا پورسرخ هستم پسوند و پیشوند ندارم در چهارم تیر یکی از سالهای خداوند به دنیا آمدم دو خواهر به نامهاب پگاه و پانته آ دارم و یک برادر به نام رضا دارم که هر سه آنها دانشجو هستند فرزند اول خانواده هستم مادرم مدرس زبان انگلیسی و پدرم بازنشسته ی شرکت نفت است دارای خانواده ی گرمی هستم و در حال حاضر دانشجوی دکتری فیزیولوژی گیاهی هستم ...
مجرد میباشم و در حال حاضر قصد ازدواج ندارم فکر کنم ازدواج با تصمیم نیست بلکه یک اتفاق شیرین است گر چه یک سفیدی هایی در زندگی ام بود که بعدها به سیاهی تبدیل شد...
- در مورد نحوهی اغاز کارتان بگویید .
اجاره بدهید مانند خیلی از دوستان پاسخ ندهم از کودکی به این کار علاقه داشتم نه...در کودکی علاقه ای نداشتم ادای کسی را هم در نمی آوردم بچه بودم به ورزش خیلی علاقه داشتم به کیوکوشین یکی از سبکهای کاراته میپرداختم فوتبال بازی میکردم و طرفدار دو آتیشه ی یکی از تیمها بودم که در حال حاضر چنین نیست و هر دو تیم محبمب پایتخت را دوست دارم . دوران نوجوانی را که پشت سر گذاشتم چند دوست داشتم که در این حیطه فعالیت میکردند و خواه ناخواه به تئاتر کشیده شدم سپس در یک سمینار سینمایی با غلامحسین لطیفی آشنا شدم و پس از مدتی یک رقابت خوب بین ما پیش آمد...
- در ساختن سریال در روز چند ساعت کار میکردید؟
معمولا روزی ۱۲ تا ۱۳ ساعت اما لوکیشن هایی هم بود که ما ۲۴ ساعت در ان مقابل دوربین قرار میگرفتیم.
- شما به عنوان یک بیننده چه پیامی از فیلم دریافت میکردید؟
تصورم بر این است که عشق مرز نمیشناسد البته از پیامهای سیاسی آن فاکتر میگیرم.
- اگر اجازه بدهید من گفته ی شما را کامل کنم می خواهم بگویم که عشق ژوبین به وفا و بلالعکس یک عشق زمینی و پاک بود موافقید؟
صد در صد ... دقیقا همین طور است در هنگام پخش مجموعه با یک خانواده برخورد کردم دختر آن خانواده به من گفت که اگر چنین پسری علاقه ای به من داشت برایم مهم نبود که که اتومبیل او ((ژیان)) بود . متاسفانه در جامعه ی امروزی چنین عشق هایی کم پیدا میشود.
- متاسفانه میبینیم که ارتباط های امروزی بین دختران و پسران بر روی مادیات است . متاسفانه روابط بیشتر سوء استفاده شده و کلاه بر سر هم گذاشتن موافقید؟
دقیقا.در دوره ای که مد شده اتوموبیل شما چیست ؟منزلتان کجاست؟ مسافرت کجا میروید؟ که البته این مسئله در بین آقایان هم مد شده اما((وفا)) نشان داد که عشق میتواند تمامی این مرزبندی ها را بشکند.اجازه بدهید مثالی برایتان بدهم من در محله ی جردن(آفریقا) تهران مینشینم به مرزبندی های شمال و جنوب هم توجه زیادی نمیکنم در بالای شهر بالغ بر صد نفر به من گفتند که در ساعات پخش این مجموعه ما ماهواره نگاه نمیکردیم.
- از پول خوشت میاد و خوب پول خرج میکنی یا نه ؟
مهم است اما اصل نیست من فوق العاده ولخرجم...
- به جز بازیگری کار دیگری دارید ؟
طراحی فضای سبز و ترجمه ی مقالات برای مجلات علمی...
- آدم حسابگری هستید؟
اصلا حسابگری نمیکنم معتقدم اگر خوب پول خرج کنی خداوند خوب پول میرساند.
- یادتان هست کی به دنیا آمدید؟
ساعت ۴ صبح به دنیا آمدم.
- کجا تحصیل میکردید؟ به یاد دارید!
از آنجا که پدرم شرکت نفتی بود تا دوران دبستان در شهرهای مختلف به خصوص شهرهای جنوبی بودیمدر دوران رانمایی در مدرسه ی شهید با هنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه ی((رازی))گذراندم.
- به کسی بدهی دارید؟
بدهی مالی نه شاید بدهی اخلاقی داشته باشم.
- کسی هست که از او بخواهی عذر خواهی کنی؟
بله مادرم.
- فکر کنم گفتگوی خوبی از آب در آمد ؟
دقیقا خیلی خوب بود زمینی زمینی و البته پاک...
من در همین مجله عکس های زیادی از پوریا پورسرخ دارم ولی حیف که نمیتونم نشمنتون بدم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:5 توسط سلام
روشندلان چو آینه بر هر چه رو کنند
هم در طلسم خویش تماشای او کنند
این موجها که گردن دعوی کشیده اند
بحر حقیقتند اگر سر فرو کنند
سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد من در این وبلاگ در مورد آقایان پوریا پورسرخ و مهدی پاکدل مینویسم امیدوارم که خوشتان بیاد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:32 توسط سلام










