صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
اول براتون یه شعر در مورد عید غدیر میذارم و بعدش یه عالمه اس ام اس در مورد عید غدیر: بخش ديگري از مراسم پر شور غدير، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: يا رسول الله، اجازه مي فرماييد شعري را که درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان ببرکت خداوند. حسان گفت: اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش کنيد. و سپس اشعاري را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان يک سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. آيا نمي دانيد که محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم کنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود که جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود که در اين امر سستي مکن که تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر کني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي. در اينجا بود که پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند کرد و با صداي بلند فرمود: هر کس از شما که من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي کند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر کس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علي دشمني کند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري کنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت کننده اي را که در تاريکيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قيامت که براي حساب مي ايستند خودت جزا بده. عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست روز عید غدیر خم از شریف ترین اعیاد امت من است پیامبر اکرم(ص) نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید غدیر خم مبارک باد خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد عید بر شما مبارک علی در عرش بالا بی نظیر است علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟ آنان که علی خدای خود پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند بردند به میزان عمل سنجیدند بیش از همه کس گناه ما بود ولی آن را به محبت علی بخشیدند عیدتان مبارک تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است عید شما مبارک نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد ناشر حکم ولایت به ولی می نازد گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه) قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد ایمان به جز از حب علی پایه ندارد گفتم بروم سایه لطفش بنشینم گفتا که علی نور بود سایه ندارد عید غدیر مبارک شبی در محفلی ذکر علی بود شنیدم عارفی فرزانه فرمود اگر آتش به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری خورشید شکفته در غدیر است علی باران بهار در کویر است علی بر مسند عاشقی شهی بی همتاست بر ملک محمدی امیر است علی مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی شبی در محفلی ذکر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارک نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است . . . . یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن . عید غدیر خم مبارک ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به کائنات ندا شد به صوت جلی . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارک رسولی کز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد . عید غدیر خم مبارک امیدوارم خوشتون اومده باشه. ایشالله این چندروز تعطیلی حسابی بهتون خوش بگذره عزیزان + نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388 21:34 توسط سلام |
نام و نام خانوادگی : سمانه پاکدل سمانه پاکدل درباره بازی در مجموعه تلویزیونی "دلنوازان" به کارگردانی سهیلیزاده میگه: خصوصیات اخلاقی مهتاب که دختری احساسی است، اما منطقی تصمیم میگیرده و بین احساس و تدبیر توازن را رعایت میکنه برام جالب بود و من رو برای بازی در این پروژه ترغیب کرد. او در ادامه اضافه میکنه: حضور سهیلیزاده و پخش شبانه "دلنوازان" در انتخابم بیتاثیر نبود. به هر حال مخاطبان دیدن مجموعههای اجتماعی را دوست دارند و این مجموعه هم تعلیقهای زیادی برای مخاطبان داره. به نظرم شخصیت مهتاب سفید مطلق نیست و نقاط خاکستری هم داره مثل قضاوت نادرست او درباره دکتر فرهاد زند. بازیگر نقش مهتاب ادامه داد: مهتاب درونگرا است و سعی میکند مشکلاتش را خودش حل کنه، چون مادری بیمار و خواهری داردهکه بیشتر به دنبال شیطنت است. مهتاب دختری است مستقل که روی پای خودش میایسته. بنابراین سر زدن اشتباهات کمتر از او به دلیل تحصیلات و موقعیت خانوادگیاش بیراه هم نیست. پاکدل ادامه داد: نقش مهتاب را خیلی دوست داشتم و سعی کردم نقش را آنطور که آقای سهیلیزاده و فیلمنامه از من میخواهد دربیارم. نقش دختری صبور و متین. مهتاب یک عاشق واقعی است و سنتشکنی میکنه. او عشق خود را با بهزاد نادیده میگیره تا یک ازدواج تحمیلی انجام نشه. وی درباره همکاری با سهیلیزاده گفت: با توجه به اینکه من به درجهای از بازیگری نرسیدم که بخوام درباره شخصیتی که بازی میکنم نظر بدم، اما کارگردان مانند پدری مهربان نه تنها به بازیگران هنگام بازی آرامش میداد، بلکه برای تمام صحنهها از نظر بازیگران هم استفاده میکرد و میخواست دیالوگها را آنطور که راحتترند، اما صحیح بیان کنند. این بازیگر درباره حضور بازیگران پیشکسوت همچون پرویز فلاحیپور گفت: نمیدانم چگونه از کمک بازیگرانی چون آقای فلاحیپور، خانم کوثری و... تشکر کنم. آنها نهایت همکاری را با بازیگران جوان کردند. از زحمات سهیلیزاده کارگردان، ایرج محمدی و مهران مهام تهیهکنندگان و امیر سلیمانی دستیار کارگردان قدردانی میکنم که کمک زیادی به من کردند. الگوی اخلاقی او در زندگی مادرش است وپرویز پرستویی را هم الگوی خود در بازیگری انتخاب کرده است . سمانه پاکدل سفر را خیلی دوست دارد و علاقه مند است که مدام به سفر داخلی و خارجی رود. از بازیگران مورد علاقه ی او می توان به فاطمه معتمد آریا ، فاطمه گودرزی و حامد بهداد اشاره کرد. دوستان خوبم امیدوارم که خوشتون اومده باشه نظرات شما روی چشم ما جا داره............ + نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388 20:39 توسط سلام |
سلام سلام سلام سلام به همتون سال نو رو با کمی تا قسمتی تاخیر بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید از تمام کسانی که قدم رنجه فرمودند و به ما سر زدند خسته نباشید میگم و دستشون درد نکنه من هم مطبی نداشتم و هم خیلی وقت بود نیومده بودم اینترنت در ضمن هفته ی معلمم به همهی معلمان گرامی و عزیز تبریک میگم
راستی اگر میخواین(گفتم اگر میخواین)بگید تا از هر بازیگری دوست داشتید مطلب و عکس و... بذارم الان که ۱ هفته دیگه به امتحانا مونده امیدوارم هم امتحاناشونو خوب بدن و خدا کمکشون کنه ان شا الله
فعلا خداحافظ تا بعد امتحانا + نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 15:11 توسط سلام |
سلام عزیزانم. دلم براتون یه ذره شده میدونید که خیلی سرم شلوغ بود میدونم که خیلی وقته مطلب نفرستادم اما هروقت میومدم اینترنت اول وبلاگمو میدیدم بعد میرفتم سراغ کارای دیگم. خوب بگذریم این بار میخوام در مورد خانم زیبا بروفه براتون بنویسم.راستی از تمام کسانی که بهم سر میزدند و نظر میدادند متشکرم. من فردا امتحان دارم برام دعا کنید تا امتحانم و خوب بدم قربونتون برم خوب بریم سراغ 30 نکته ی خصوصی زندگي این خانم : زیبا بروفه متولد ۲۹ شهریور ۱۳۵۴ در خیابان پاسداران تهران و فارق التحصيل رشته ي حقوق از دانشگاه آزاد تهران است اما به بازیگری بیشتر علاقه دارد تا حقوق. بروفه در نیمه ی شعبان ۱۳۷۵ با پیام صابری که دیپلم تجربی است و در حال حاضر به طراحی گریم و بازیگری مشغول است ازدواج کرد. در سریال زیر گنبد کبود با صابری آشنا شد این آشنایی زیاد جالب نبود زیرا صابری مخالف بازی بروفه در نقشی بود که کار گردان به او داده بود. در ابتدا خیلی دوست داشت وکیل باشد اما حالا از این که به بازیگری مشغول است بیشتر احساس رضایت می کند. پدر بروفه کرد است اما خودش تهرانی است و دو برادر و یک خواهر کوچکتر از خودش دارد. نسبت به شوهرش پیام سابقه ی کمتری در بازیگر دارد برای همین در بیشتر کارهایش با او مشورت میکند و از او نظر می خواهد. در سال ۱۳۷۳ با شرکت در کلاس های بازیگری پارسا فیلم که زیر نظر آقای کرم پر اداره میشد با آقای علی شوقیان آشنا شد که این آشنایی به بازی در مجموعه ی ((خانه ی شلوغ)) انجامید. او تمام صفات همسرش پیام را دوست دارد اما از همه عاشق صداقت پیام است. بدترین خاطره ی بروفه و شوهرش پخش فیلم عروسی شان است! از اینکه فیلم عروسی اش در میان مردم دست به دست میشود بسیار عصبانی است و می گوید باور کنید پیام هنوز هم فیلم عروسی مان را ندیده است اما از این واقعه بسیا عصبانی است! او هیج وقت باعث و بانی این کار را نمی بخشد. به نظرش آن فرد باید به طور کامل مجازات بشود زیرا با احساسات دیگران بازی می کند. معتقد است كه هر كس صاحب زندگي خصوصي خودش است و نبايد يك هنرمند كه تعهد كاري اجتماعي و اخلاقي دارد ناشناخته هايش در دسترس عموم قرار گيرد. حضور در آثار سينمايي را به سريال هاي تلوزيوني ترجيح مي دهد. از نظر بروفه در كار بازيگري به انجام كار هاي ديگري هم مشغول شد او بدش نمي آيد به غير از بازيگري تجارتي هم داشته باشد! در بيشتر سريال ها كه به ايفاي نقش پرداخته با چادر جلوي دوربين حاضر شده است. بينندگان بيشتر بازي او را در نقش هاي مثبت ديده اند. بيشتر از كار با هر كارگرداني از تجربه ي كار با داريوش فرهنگ راضي است و در همه جا از اين تجربه به خوبي ياد مي كند. از ديدگاه او خودكشي يعني شكست و ضعف آدم ها در رويارويي با مشكلات . او معتقد است كساني كه اعتماد به نفس ندارند دست به چنين كاري مي زنند. تا به حال در سريال هاي مزه خوب كودكي و ريحانه با همسرش پيام همبازي بوده است. به تيم پرسپوليس علاقه مند است اما بيشتر تيم ملي است تا تيم هاي باشگاهي. علاوه بر بازيگري به ورزش هم علاقه مند است. او اوقات بيكاري اش را به ورزش هاي بدن ساري و شنا مي پردازد. خانندگان مورد علاقه ي او آقايان فرمان فتحعليان،عليرضا عصار،رضا صادقي و حامي هستند. معتقد است هنرمندان و بازيگران همه جز مردم هستند و فرقي با مردم ندارند. مثلا در جايي كه براي خريد مرغ به فروشگاه مي رود چند خانم دنبال او راه مي افتند و به هم مي گويند ((اِ... ببين مرغ خريده)) همسر بروفه گريموري كه بهترين آشپز دنياست. او در امر ازدواج بسيار شانس آورده زيرا پيام در امر آشپزي نظير ندارد . او حتي در تمام كار هاي خانه به ام خيلي كمك مي كند. همسرش عاشق گريم بروفه در منزل است چون او در منزل اصلا آرايش نمي كند! خوشبختانه تا به حال شماره ي مبايلش لو نرفته اما شماره ي خانه اش دست بعضي ها افتاده كه گه گاه مزاحم مي شوند. بعد از پخش شدن سي دي عروسي بروفه بازار شايعه ها داغ و داغ تر شد. از جمله ممنوع الكار شدن و خبر خودكشي ايشان كه دهان به دهان مي گشت. بروفه خبر پخش شدن سي دي عروسي اش را از طريق دوستان سينمايي اش بدترين حادثه و تلخ ترين خبر مي داند. او عاشق بچه هاست البته نه بچه ي خودش براي همين است كه با گذشت 9 سال هنوز صاحب فرزند نشده. مي گويد مردم با دست به من اشاره مي كنند و مرا به همديگر نشان مي دهند لذت مي برم. به مطالعه بسيار اهميت مي دهد و تا فرصتي به دست مي آورد آن را به مطالعه اختصاص مي دهد. و حالا عكس:
قربون همتون برم انجا ميخوام يه چيزي رو نشونتون بدم ولي هيچ ربطي به موضوع نداره ولي خيلي جالبه عكس يه پري درياييه اميدوارم كه خوشتون اومده باشه فقط نظر يادتون نره باي باي + نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386 18:59 توسط سلام |
سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد من در اینجا می خوام مطلبی از مهدی پاکدل بنویسم نظر یادتون نره در ضمن از همه ی کسانی که نظر دادند تشکر می کنم دم همشون گرم: ((مهدی پاکدل)) از خانواده های هنرمند در اصفهان به دنیا آمد هنوز اجرای زیبای برادر وی((حسین پاکدل)) که سالها مدیر مجری پخش شبکه یک تلوزیون بود را به یاد داریم. مهدی پاکدل در مجموعه های زیادی ایفای نقش کرد . اما ایفای نقش در مجموعه ی ((اولین شب آرامش)) باعث شد تا بازی او در دلها بنشیند . پاکدل در این مجموعه نقش منحصر به فردی را از خود نشان داد و در مقابل((یکتا ناصر)) یک زوج خوب هنری را به تصویر کشاند. او در دانشگاه در رشته ی گرافیک شروع به تحصیل کرد و پس از مدتی جذب تئاتر شد و رشته ی گرافیک را در کنار فعالیت های تئاتری با تراحی پوستر و بروشور برای نمایش های مختلف دنبال کرد. در سال ۷۶ اولین بازی را در نمایش ((جنبش انفیه)) اثر سیروس شاملو به صحنه برد. پنج سال مدام و نفس گیر تئاتر کار می کرد تا اینکه در اولین کار تلویزیونی اش به نام ((با من بمان)) کاری از حمید لبخنده ایفاگر نقش شد . در آن مجموعه با حمید رضا پگاه و یکتا ناصر و سام درخشانی و سولماز غنی همبازی بود . سپس در فیلم تلویزیونی ((یک روز معمولی)) برای حسن فتحی بازی کرد . بعد در مجموعه ی ((مروارید سرخ)) کار کار مسعود رسام نقش ((علی کابوی)) را پذیرفت که از شبکه تهران خودمان پخش شد . و هم اکنون او را در سریال ((ما چند نفر)) می بینید. و حالا چند جمله از پاکدل: و حالا چند عکس: + نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386 18:22 توسط سلام |
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386 17:24 توسط سلام |
+ نوشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386 19:44 توسط سلام |
+ نوشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386 19:31 توسط سلام |
در اینجا قسمتی از مصاحبه ی پوریا پورسرخ را گذاشته ام که در ارتباط با سریال وفا است امیدوارم که خوشتان بیاید راستی سال نو مبارک: من پوریا پورسرخ هستم پسوند و پیشوند ندارم در چهارم تیر یکی از سالهای خداوند به دنیا آمدم دو خواهر به نامهاب پگاه و پانته آ دارم و یک برادر به نام رضا دارم که هر سه آنها دانشجو هستند فرزند اول خانواده هستم مادرم مدرس زبان انگلیسی و پدرم بازنشسته ی شرکت نفت است دارای خانواده ی گرمی هستم و در حال حاضر دانشجوی دکتری فیزیولوژی گیاهی هستم ... مجرد میباشم و در حال حاضر قصد ازدواج ندارم فکر کنم ازدواج با تصمیم نیست بلکه یک اتفاق شیرین است گر چه یک سفیدی هایی در زندگی ام بود که بعدها به سیاهی تبدیل شد... اجاره بدهید مانند خیلی از دوستان پاسخ ندهم از کودکی به این کار علاقه داشتم نه...در کودکی علاقه ای نداشتم ادای کسی را هم در نمی آوردم بچه بودم به ورزش خیلی علاقه داشتم به کیوکوشین یکی از سبکهای کاراته میپرداختم فوتبال بازی میکردم و طرفدار دو آتیشه ی یکی از تیمها بودم که در حال حاضر چنین نیست و هر دو تیم محبمب پایتخت را دوست دارم . دوران نوجوانی را که پشت سر گذاشتم چند دوست داشتم که در این حیطه فعالیت میکردند و خواه ناخواه به تئاتر کشیده شدم سپس در یک سمینار سینمایی با غلامحسین لطیفی آشنا شدم و پس از مدتی یک رقابت خوب بین ما پیش آمد... معمولا روزی ۱۲ تا ۱۳ ساعت اما لوکیشن هایی هم بود که ما ۲۴ ساعت در ان مقابل دوربین قرار میگرفتیم. تصورم بر این است که عشق مرز نمیشناسد البته از پیامهای سیاسی آن فاکتر میگیرم. صد در صد ... دقیقا همین طور است در هنگام پخش مجموعه با یک خانواده برخورد کردم دختر آن خانواده به من گفت که اگر چنین پسری علاقه ای به من داشت برایم مهم نبود که که اتومبیل او ((ژیان)) بود . متاسفانه در جامعه ی امروزی چنین عشق هایی کم پیدا میشود. دقیقا.در دوره ای که مد شده اتوموبیل شما چیست ؟منزلتان کجاست؟ مسافرت کجا میروید؟ که البته این مسئله در بین آقایان هم مد شده اما((وفا)) نشان داد که عشق میتواند تمامی این مرزبندی ها را بشکند.اجازه بدهید مثالی برایتان بدهم من در محله ی جردن(آفریقا) تهران مینشینم به مرزبندی های شمال و جنوب هم توجه زیادی نمیکنم در بالای شهر بالغ بر صد نفر به من گفتند که در ساعات پخش این مجموعه ما ماهواره نگاه نمیکردیم. مهم است اما اصل نیست من فوق العاده ولخرجم... طراحی فضای سبز و ترجمه ی مقالات برای مجلات علمی... اصلا حسابگری نمیکنم معتقدم اگر خوب پول خرج کنی خداوند خوب پول میرساند. ساعت ۴ صبح به دنیا آمدم. از آنجا که پدرم شرکت نفتی بود تا دوران دبستان در شهرهای مختلف به خصوص شهرهای جنوبی بودیمدر دوران رانمایی در مدرسه ی شهید با هنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه ی((رازی))گذراندم. بدهی مالی نه شاید بدهی اخلاقی داشته باشم. بله مادرم. دقیقا خیلی خوب بود زمینی زمینی و البته پاک... من در همین مجله عکس های زیادی از پوریا پورسرخ دارم ولی حیف که نمیتونم نشمنتون بدم. + نوشته شده در سه شنبه 7 فروردین1386 19:5 توسط سلام |
بسمه تعالی روشندلان چو آینه بر هر چه رو کنند هم در طلسم خویش تماشای او کنند این موجها که گردن دعوی کشیده اند بحر حقیقتند اگر سر فرو کنند
سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد من در این وبلاگ در مورد آقایان پوریا پورسرخ و مهدی پاکدل مینویسم امیدوارم که خوشتان بیاد. + نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386 19:32 توسط سلام |
|
| |||||